مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند

. بیاد داشته باشیم و هرگز فراموش نکنیم :در شرایط بسیار خطیر کنونی در گام نخست و در حکومت ملایان و مذهب مجموع جامعه انسانی ایران،تمامیت ارضی ایران،و طبیعت ایران در سراسر ایران در تهاجم و نکبت حکومت آخوندها در خطر است. اختلافات را به کناری بگذاریم، نیروهایمان را در نخستین گام در راستای نجات این سه مجموعه هم جهت کنیم و به خطر اصلی بیندیشیم .

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی
تاریخ دوران باستانی ایران

۱۳۹۶ تیر ۳۱, شنبه

چند گفتار و نوشته ایرج مصداقی

  *52- ‏«نومسلمانان دو آتشه» در عرصه‌ی هنر ایرج مصداقی
-51- حسین فریدون، فلاحیان جانی، رئیس اوین، مریم میرزاخانی، ترور آمریکایی‌ها و متخصصان هسته‌ای/ ایرج مصداقی(فیلم)
50-علی فلاحیان جنایتکاری که از پرده بیرون می‌آید
49- پروژه‌ی مهار روحانی ، کهریزک و دروغ‌های جدید، قرارداد توتال، سرنوشت مشترک رجوی و البغدادی 
 48-چرایی دفاع علی خامنه ای از فجایع دهه شصت

 47-حمله داعش و تغییرات سپاه، مجاهدین خواهان حمله‌‌ نظامی، جعلیات روح الله زم. شکست داعش و آینده

46--ايرج مصداقي ـ سيامک انصاريان ـ حسن اعتمادي « سرنوشت کردستان
 45- سی خرداد، شکست مبارزه چریکی، خیانت مسعود رجوی و سرنوشت‌او(مهمان برنامه اسماعیل وفا یغمائی) 
44-درگیری خامنه‌ای و روحانی در گفتگوی حسین مهری با ایرج مصداقی
43--حمله موشکی سپاه ، کودتای ۲۸ مرداد و کاشانی و خمینی، مریم رجوی ورضا پهلوی ومک کین
42--تهدید روحانی به برکناری، چرا داعش و نه رژیم، خامنه‌ای شکست خورده بی آیندگی ولایت فقیه

 38-*پاسخی به ادعاهای محسن آرمین بازجو و شکنجه‌گر سابق و «اصلاح‌طلب» کنونی

 37-*سو‌ءاستفاده از نام و یاد جاودانه‌ها ممنوع (به یاد حسن جهان آرا)

36-* دلایل شکست تحریم، ناتوانی خامنه‌ای، زانو زدن رئیسی، طلیعه‌ی موفقیت مردم، برکناری خون اشام
*میزگرد رادیویی با حضور ایرج مصداقی و علیرضا نامور حقیقی(فیلم) 
 *شرکت در انتخابات یا تحریم؟ پیش‌بینی پیروزی روحانی، رئیسی نماد جنایت و کشتار

 *خامنه‌ای و تهدید مردم به سرکوب و کشتار، روحانی بر سر دوراهی، رئیسی ننگ انتخابات با ایرج مصداقی

 *سعید کریمیان چه کسی بود و چه سابقه‌ای داشت؟ ایرج مصداقی

 ترور کریمیان، روحانی و مصدق، کشتن مرزبانان، رئیسی جنایتکار تاریخ، خامنه‌ای و کاندیدها

 *ایرج مصداقی: رای نمی دهم؛مشارکت در انتخابات کنونی مثل تن دادن به تجاوز سیاسی است(فیلم)

*مرگ خامنه‌ای، حذف احمدی‌نژاد، شکست رئیسی، «اکثریت» اول ماه‌مه، عرفان قانعی‌فرد
 *دوستی و دشمنی با رضا پهلوی، مریم رجوی و مک‌کین، دهباشی.نوری زاد. رئیسی و احمدی نژاد
 *احمدی‌نژاد بمب خبری انتخابات، ترور استکهلم، بمباران سوریه و چپ ایران
 زمان انتخاب ویژه برنامه انتخابات ۹۶ گفتگو با ایرج مصداقی و دکتر ایرایی(فیلم)

 *«گلزارخاوران» مشهد، پیش پای «آیت‌الله قتل‌عام» ذبح می‌شود

رئیسی و انتخابات، ویدئو داعش، پیام سیاسی خرید بوئینگ ، عکس مقیسه
*احمدی‌نژاد و خامنه‌ای، فساد آستان قدس، مریم رجوی و آویختن به

*خامنه‌ای عامل فجایع و مسئول مهندسی آرا و تقلب، امید دانا عامل رژیم
*شیوه‌های جدید مأموران وزارت اطلاعات در فضای مجازی
 *تقدیر هم‌زمان دعایی از یک چهره‌ی ملی و یک «جنایتکار علیه بشریت»
*سردرگمی انتخاباتی،لابی رژیم و سپاه،انیس نقاش و کارلوس، حقه‌های اطلاعاتی


*نگاهی به زندگی برادران ذاکر، مسئولان اطلاعاتی رژیم خمینی و فرقه‌ی رجوی

 *گفتگوی حسین حجازی با ایرج مصداقی در مورد اسکار فرهادی و پیامد مرگ رفسنجانی (فیلم)
*گفتگوی حسین مهری با ایرج مصداقی در مورد عشق‌بازی خامنه‌ای با امام زمان(فیلم)
*معامله ترامپ و سپاه، گزارش اطلاعاتی به کنگره، کنسرت در اسرائیل، تخریب شهرنو
*فرهادی و اسکار، کاندیداتوری بقایی، رقابت اطلاعاتی،آمدنیوز و
*خطرات عشق‌بازی خامنه‌ای، دستگیری و آزادی منتظری و خزعلی
* آشتی ملی چطور و چگونه؛ رفع حصر، استفعای فلین، جشنواره فجر
*تبدیل صدای آمریکا به تلویزیون لس‌آنجلسی، لغو ویزا و نقش اپوزیسیون رزیم برنامه موشکی
*دست‌پخت سایت «همبستگی ملی» و خانم دشتی ایرج مصداقی*هاشمی رفسنجانی و خامنه‌ای در نگاه آیت‌الله گلزاده غفوری

*فاجعه پلاسکو، فخرآور و صدای آمریکا، تاجزاده و کشتار۶۷،

*کودتای قطب زاده و حزب توده
*سقوط فلاحتی با فخرآور، شایعه قتل رفسنجانی و ریاست احمدی‌نژاد بر مجمع دست پخت اطلاعات

*گزارش محرمانه‌ی CIA در مورد هراس اتحاد شوروی از انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی

*گزارش محرمانه‌ی CIA در مورد مسئولیت مجاهدین در انفجار حزب جمهوری اسلامی
*رپرتاژ آگهی «صدای آمریکا» برای مطرح کردن «بچه‌پررو» و «رفیق‌آیت‌‌الله»
*هاشمی معمار سرکوب دهه شصت
*مرگ رفسنجانی و حواشی آن، تاریخ شفاهی رژیم و پروژه دهباشی، شلیک ناو آمریکایی،

۲۳ نظر:

ناشناس گفت...

دست شما درد نکند اقای مصداقی خیلی عالی توضیح داده اید
سیف الله

ناشناس گفت...

سلام
آقای مصداقی گفته های غیر مستند آقای فخر آور انقدر سخیف و بلاهت بار است که پرداختن بدان کمک به بزرگنمایی و مطرح شدن وی میباشد .
در رابطه با ادعای آقای صادقی در مورد قتل کلاهی بایستی بگویم که اطلاعات داده شده و مدارک موجود نشان از واقعی بودن ادعای وی می باشد .بنده در ایمیلی به شما اطلاعات موجود و دلائل سکوت طرفین ماجرا را خلاصه وار نوشته بودم .
علی ۲۲

Mehrdad Ahangar گفت...


نقد من به ادعاهای واهی ی جناب ایرج مصداقی –
=================
آقای ایرج مصداقی به این رفتارتان پایان دهید!
http://roshangari.info/?p=4558
=================
"ایرج مصداقی؛ تنها "شهید زنده پژواک شهدا" یا..."، نوشته ی مهرداد آهنگر
http ://news.gooya.com/politics/archives/2016/10/218717.php
=================

درباره عضویت افراد ترسو، بی هویت، دروغ گو، دزد، بی شرم و سخن گوی جنایتکاران در ایران تریبونال؛
پاسخی به جناب مصداقی!
http://www.iranglobal.info/node/57194
=================
و یا می توانید این تیترها را یا گوگل کنید و یا به صفحه ی فیس بوک من مراجعه کنید ، Mehrdad Ahangar
از هر گونه اظهارنظر در مورد نوشته هایم بسیار خوشحال خواهم شد.

با تشکر

مهرداد آهنگر
http ://news.gooya.com/politics/archives/2016/10/218717.php

ناشناس گفت...

سلام آقای مهرداد آهنگر

لطفاً نظر صریح خودتان را در مورد ادعاهای سخیف امثال امیرعباس فخرآور همین جا بنویسید.

مراد

ناشناس گفت...

سلام
جناب مستر امرالله ابراهیمی
جنابعالی که در صفحه فیسبوک خودتان، جانب مهدی فلاحتی، کار چاق کن امیرعباس فخرآور را گرفته اید ، لطف کنید، نظر خودتان را صاف و روشن در مورد امیرعباس فخرآور بنویسید. خواهشاً حاشیه نروید.
مراد

Mehrdad Ahangar گفت...


آقای مراد سلام

واقعیت امر، من ربط قضیه را متوجه نشدم. ولی، اگر خیلی اصرار داشته باشید، می توانم در یک جمله ی کوتاه بگویم که: تمامی ی ادعاهای امیر عباس فخرآور همان قدر حقیقی، واقعی و درست می باشند که بسیاری از ادعاهای آقای ایرج مصداقی.

با تشکر

مهرداد آهنگر

جواد گفت...

آهنگر جان چرا قایم باشک بازی میکنی. گزاره ای که نوشته ای اصلا چیزی را اثبات نمیکند. بسیاری از ادعاهای آقای مصداقی گیرم غلط پس بسیاری دیگر طبعا درست خواهد بود. حالا ادعاهای فخرآور با کدامیک از این دو دسته همسانست. در واقع شما بجای پاسخگویی راه رفته اید.

Mehrdad Ahangar گفت...


آقای جواد/مراد عزیز!

من که خیلی صریح گفته ام که تمامی ی ادعاهای امیر عباس فخرآور غیرحقیقی، غیرواقعی و نادرست می باشند. و، این فقط مربوط به ادعاهای ایشان در مورد "دانشگاه پاتریس لومومبا رفتن" خامنه ای و دیگر داستان های من درآوردی ایشان نیست.

ایشان اگر وسط تابستان، در یک کشور واقع در خط استوا، بگوید که آفتاب هست، من حتما شک می کنم و فرض را بر این می گیرم که نیست. و، این به خاطر سابقه ی ایشان می باشد؛ به ویژه سابقه ی زندان بودن ایشان و رفتارشان و سابقه ی چگونگی خروج ایشان، و رفتار و کردار بعد از آن می باشد. در یک کلام: درجه ی اعتبار حرف های ایشان، حداقل برای من، زیر صفر است. در پاسخ قبلی نیز من، به عمد، از واژه ی "تمامی ی ادعاهای ایشان" استفاده کرده ام که جای هیچ گونه شک و شبهه ای را باقی نگذارد. ولی، انگار به اندازه ی کافی از سوی شما دقت نشده است.

کافی است یا باید بیش تر توضیح بدهم؟ در "دادگاه" شما، انگار باید اول ثابت کرد که بی گناهی!

با تشکر از این که موضع سیاسی ی من برای شما "مهم" بوده است و پی جو شده اید.


با احترام متقابل

مهرداد آهنگر



جواد گفت...

اقای آهنگر عزیز اتفاقا من دقیق شدم ولی گویا شما معنای دقیق حرف خودتان را متوجه نیستید، شما نوشته اید

تمامی(به تاکید ) ادعاهای امیر عباس فخرآور همان قدر حقیقی، واقعی و درست می باشند که بسیاری(به تاکید ) از ادعاهای آقای ایرج مصداقی.

یعنی شما نگفته اید که این تمامی با کدام بسیاری مطابقت دارد چون بسیاری از حرفهای اقای مصداقی میتواند درست یا غلط باشد . بنابراین شما در پاسخ قبلی بجای پاسخگویی .....

اینکه چرا موضع سیاسی شما باید برای من بعنوان کسی که مقالات مندرج در دریچه زرد را مطالعه میکنم عمدتا به این برمیگردد که برایم جدای از خود کلام مهم است که نویسنده مرزبندیهایش با ارتجاع چگونه است.

ناشناس گفت...

من نمی دانم که چرا ایرج مصداقی به هر صغیر و کبیری گیر می دهد ؟ اگر کسی می داند بگوید در صورت امکان . آخر کسی نمانده که از دست او در امان مانده باشد.کسانی هستند که از زاویه روانی مسله را می خواهند توجیه کنند واختلال شخصیت خود شیفتگی را مطرح می کنند . نمی دانم این درست است یا نه به هر حال از نزدیک باید از نزدیک ایشان را آسیب شناسی روانی کرد و دید که این حرف درست است و یا نه. در ضمن ؛ ابدا قصد توهین به او را نداشته و هیچ گونه دشمنی با ایشان ندارم. مجید محمدی

nazila. korkoriano. italy گفت...

gir nmideh entegad mikoneh vali to nmifahmi

ناشناس گفت...

سلام اقای مصداقی عزیز. ممنون از شما که از جایزه اسکار فرهادی دفاع کردید. همانطور که توضیح دادید عده ای از روی حسادت و عده ای هم از روی کوته بینی و کج فهمی هر گونه پیشرفت فرهنگی و هنری مردم ایران را به بهانه های واهی به جیب رژیم می ریزند. شما گفتید که مبارزه کرده اید و زجر و زندان کشیده اید اما به خود اجازه نمی دهید که از همه چنین انتظاری داشته باشید. درود بر شما. از اینجا صداقت یک نفر در مبارزه مشخص می شود.خوب است بقیه هم درس بگیرند.بگذریم که اکثر انها که به فرهادی تاختند یک کشیده هم از رژیم نخورده اند و در این سالها هم مشغول عشق و حالشان در فرنگ بوده اند. وقتی حرفهای شما را شنیدم خوشحال شدم و با خودم گفتم در این بازار مکاره هنوز شرافت مانده است. هنوز صداقت مانده است. دست مریزاد.

احد م

ناشناس گفت...

آقای مصداقی جریان رها و فراز به کجا رسید؟ بعداز شلوغکاری و آون ای میلها شما دیگر سکوت کردی تا موج بگذرد ولی حالا بیا توضیح بده.

مرتضی

فرهنگ.د.م گفت...

واقعن از نوشته ها و گفته های شماستفاده میکنم بخصوص اینکه از زاویه تاریخ معاصر ایران بسیار گرانبها میباشد نسل کنونی چیزی از ان دورانها که سرنوشتش را درست کرد نمیداند ولی این نوشته های شما به او کمک میکند عید را هم به شما تبریک میگویم

ناشناس گفت...

اردوغان گاوهای هلندی را هم اخراج کرد!



به گزارش روزنامه حریت، رئیس انجمن تولیدکنندگان گوشت قرمز ترکیه اعلام کرد: 40 گاو هلشتاین به این کشور بازگردانده شد.

او افزود: اگرچه این گاوها در کشور ما بسیار مورد استفاده هستند اما این گونه گاوها شروع به ایجاد مشکلات جدی کرده‌اند. ما تولیدات حیوانی از هلند نمی‌خواهیم. ترکیه به دنبال تمرکز بر گوشت گاوهای خود است. گوشت گاوهای ما از کیفیت بهتری برخوردار است!

یک ایرانی گفت...

آقای مصداقی،
من در مورد صحبتهای اخیر شما سوالهایی دارم. شما خلع ید از پاسداران و رژیم در کشورهای منطقه که در اطلاعیه یی آمده را به باد انتقاد گرفته اید و آن را دمیدن در شیپور جنگ علیه ایران! و خیانت به مردم ایران دانسته اید.

1- آیا شما سیاست استراتژیک و راهبردی رژیم آخوندی که مبتنی بر صدور انقلاب اسلامی به کشورهای اسلامی و بخصوص همجوار است را که همواره مطرح می کند، مشروع می دانید یا آنرا وسیله یی برای حفظ نظام اهریمنی اش و سرکوب داخلی اش می دانید؟
2- آیا بارها سران رژیم اعلام نکرده اند که اگر ما در سوریه و عراق و...نجنگیم باید در همدان و اصفهان و تهران بجنگیم؟
3- به زعم مقامات بالای رژیم و رهبرش آنها اگر در سوریه نجنگند در داخل ایران باید با کی بجنگند که انقدر هراسانند؟
4- آیا رژیم پاسداران و سرداران سپاهش را به سوریه و عراق و یمن و ...گسیل نداشته است و در این کشورها نمی جنگد؟
5- آیا حضور پاسداران در این کشورها مداخله در امور داخلی این کشورها هست یا نه؟ و آیا مغایر اصول اصلی عدم مداخله ملل متحد در امور داخلی کشورها می باشد یا نه؟
6- آیا همین پاسداران و سرانشان عامل اصلی سرکوب مردم و بزرگترین مانع تحول داخلی به سمت دموکراسی می باشند یا نه؟
7- آیا اینها در سرکوب مردم در سی و پنج سال حاکمیت ننگین آخوندی در کشور نقش اصلی را داشته اند یا نه؟ و آیا مرتکب جنایت علیه بشریت در سرکوب هم میهنانمان شده اند یا نه؟
8- آیا حضور آنها در کشورهای منطقه موجب به باد دادن سرمایه های ملی کشورمان شده است یا نه؟
9- آیا اگر کشورهای منطقه بخواهند از شر حضور آنها در کشورهایشان خلاص شوند با خواهش و تمنا از رژیم می توانند یا نه؟
10- آیا لازمه کوتاه کردن دست رژیم در کشورهای منطقه (خلع ید)، استفاده از قدرت نظامی شان در کشورهای مزبور می باشد یا نه؟
11- اگر نیروی اپوزیسیونی ایرانی که می خواهد رژیم آخوندی را سرنگون کند از این کشورها بخواهد با حضور پاسداران در این کشورها با قدرت برخورد کنند و دست آنها را در این کشورها کوتاه کنند، خواسته اش به نفع مردم ایران هست یا نه؟
12- اگر اینطور است آیااین نیروی اپوزیسیون به وظیفه ملی اش عمل کرده است یا نه؟
13- اگر اینطور نیست آیا فکر نمی کنید که شما پاسداران و حضورشان در کشورهای منطقه و جنگ کردنشان را با حضور مردم ایران در این کشورها یکی دانسته اید؟
14- آیا پاسداران رژیم خونخوار آخوندی به عنوان یک نهاد و تشکل سرکوبگر وجودشان در ضدیت با وجود یک ایران متحد و مردم ایران هست یا نه؟
من ممکن است انتقادات زیادی به صادر کنندگان خلع ید از رژیم آخوندی در کشورهای منطقه داشته باشم، اما دموکراسی و حق حاکمیت مردم بر سرنوشتشان و اصل استقلال ملی حکم می کند که هر ایرانی میهن دوست خواهان شکستن کمر نظامی رژیم و پاسداران سرکوبگرش در کشورهای منطقه باشد. آیا فکر نمی کنید در این صورت و تنها در این صورت است که مردم در داخل می توانند با پاسداران خونخوار و تا دندان مسلح رژیم مقابله کند؟
15- چرا شما مقابله کشورهای منطقه با پاسداران را خیانت به منافع ملی می خوانید؟
آیا بهتر نیست بجای "خیانت مال" کردن و نیز "رژیم مال" کردن هر طرف از طرف دیگر، به فکر یک همبستگی ملی برای مقابله با رژیم آخوندی و کم کردن شر آن از سر مردم ایران و منطقه یعنی خلع ید آنها برآییم؟

ناشناس گفت...

آقای ایرانی تحلیلهای شما همان تحلیلهای خر رنگ کن برادر است آقا دست از سر مصداقی بردار برو به کارت برس برادر خراب کرده اقا ولی تو نمیفهمی
دوستدار سابق برادر

ناشناس گفت...

اقا یا خانمی که 15 سوال ردیف کرده ای و به هر پانزدهش هم جواب داده ای. یک مدال به گردن خودت بیاویز و یک نوشابه هم برای خودت باز کن. خود گویی و خود خندی چه مرد هنرمندی!!! رژیم تا دشمنانی مثل شما دارد هیچ غمی ندارد. انگار حرف های مصداقی را نفهمیده ای. یک بار دیگر مصاحبه را گوش کن.

حیران

محمود گفت...

با درود ایزج عزیز
برای مواضع و تحلیل هایت و شخص خودت بسیار ارزش واحترام قائلم.
با این حال دوست عزیزم در برخی جاها بسیار غیر منطقی میشوی.
شما میگویی از همان راهی که شما می خواهی اصلاحات را پیش ببری من سرنگون خواهم کرد.
ایرج جان سالهاست که چیزی به انقلاب و سرنگون کردن حاکمان جهان در دنیا بدون اینکه پای صاحبان اصلی جهان در بین باشد تمام شده. آن هم در دوران انفجار اطلاعات و ارتباطات. اگر منظور وضعیتی همچون عراق و سوربه و اففانستان و لیبی است که اصلا بحثی با افرادی که این نگاه را دارند ندارم. این نگاه به شدت غیرانسانی، غیراخلاقی و ضدانقلابی است. میدانم که نظر خودت هم همین است.
آن که میخواهد اصلاح کند، مردم را به جنبش مدنی میخواند. آنها را تشویق به حضور پای صندوق رای میکند تا از آن طریق بستر مناسبتری به لحاظ فرهنگی و فضای حداقلی سیاسی برای روشنگری و بالا بردن سطح دانش سیاسی جامعه ایجاد کند (نگاه کنید به انتخاب شورای شهر). با ایجاد موج مردمی و خواستهای مدنی شان به حاکمان و بالاسری ها بفهماند که از جامعه چقدر فاصله دارند، در جریان مبارزات مدنی دانه به دانه مهره های ارتجاع را به سمت مردم کشانده و یا حداقل آنان را پاسیو کند (نگاه کنید به جنبش سبز و نتیجه همین انتخابات که چگونه پاسدارها و آخوندها دسته دسته از راست به سمت اصلاحات مهاجرت میکنند و تا آنجا که برخی اسولگرایان مثل مرتضی روحانی از مبلغین رسانه ای اصولگرایان به شدت از میزان دوری نگاه اصولگرایان از مردم انتقاد میکند. این خیلی خوب است. این آدم کردن ذره ذره دایناسورهاست. دیگر نباید به دنبال خون ریزی رفت) و به همین طریق ذره ذره در پروسه زمان حاکمیت ارتجاع را حداقل در این هیبت غول آسا پوک و مضمحل کند. شاید عمر ما کفاف ندهد. مگر وقتی خواستیم شش ماهه ارتجاع را سرنگون کنیم چه گلی به سر مردم و میهن زدیم؟!
ایرج عزیز این راه اصلاح طلب است که بسیارشان نیز در داخل مرزهای ایران با همین اعتقاد به زندان رفته و برای مسیرشان قیمت میدهند. زندان، شکنجه، تحقیر، اعتصاب غذا ... به هر حال هم کارشان دشوار است. و بعضا حتی شاخص هایشان هم پیام میدهند که برویدو رای دهید. ولی شما که هیچکدام از این روشها را اصولا قبول ندارید با این حال چگونه از همین راه میخواهید سرنگون کنید.
اگر منظورتان این است که چنانچه با این فشارهای جامعه مدنی قدرت سرکوب و طلسم رعب و وحشت را شکست و فضای بازتری ایجاد آنزمان دیدگاه شما وارد میدان سرنگونی خواهد شد که این دقیقا اپورتونیسم و میوه چینی خواهی بوده و دقیقا رودروی منافع و مصالح عمومی مردم و میهین خوهد بود.
با تمام احترامی که برای سالها تحمل زندان و شکنجه و پرپر شدن عزیزانمان در کنار خودتان بوده اید (هر چند که این دامی بود که با شروع زود هنگام مبارزه مسلحانه توسط قدرت طلبان چپ نما و با برنامه ریزی حزب جمهوری اسلامی، به نسل ما تحمیل شد و دارای عمق آگاهانه نبود، با این حال حق این نسل نبود که اینچنین پرپر شود) ولی خواهشی که دارم این است که کمی عینی تر و پراکتیک تر مباحث را طرح کنید.
شما میتوانید از موضع دفاع از نسل سوخته و پرپر شده مان مواضع سازش ناپذیر خود را داشته باشید ولی به صحنه تحولات اجتماعی-سیاسی ایران باید بدون عینک خشم و کینه و انتقام و رنگی که این شیشه از خون هزاران و بیشماران از بهترین فرزندان ایران زمین به خود گرفته به تحولات نگاه کرد.
نویسنده این سطور هم شخصا و هم با خانواده و عزیزانش قیمتهای وحشتناکی را در دهه شصت و بعد هم در جنگ 36 ساله اخیر با ارتجاع پرداخته و میدانم که چه میگویم و از حرف بیرون از گود نیست.
به امید صبح آزادی

ناشناس گفت...

سلام به ايرج عزيز و همه دوستان

براى مرتجعين هيچ كس با هيچكس ديگر فرقى ندارد. سگ زرد برادر شغال است و افعى هم كبوتر نمى زايد. همه سر و ته يك كرباس هستند. سرى به جبهه ارتجاع غالب بزنيم. آقاى خامنه اى آيا اوباما با جرج بوش فرق ميكند؟ جواب: به هيچ وجه. همه سر و ته يك كرباس هستند. سوال: آيا ترامپ با هيلارى كلينتون فرق ميكند؟ جواب: هيچ فرقى ندارند. اما ترامپ بهتر است چون واقعيت رژيم آمريكا را نشان ميدهد. سوال از ارتجاع مغلوب: آيا خاتمى با احمدى نژاد فرق دارد؟ جواب: به هيچ وجه. اما از بين اين دو نفر احمدى نژاد بهتر است چون واقعيت رژيم ايران را نشان مى دهد!!!براى مرتجعين(چه غالب و چه مغلوب) همه سر و ته يك كرباس هستند.
سهراب

سهراب

محمود گفت...

در تایید حرفهای سهراب اینکه سالهاست ارتجاع مغلوبی که سهراب میگوید در عمل انتخابش راستهای رژیم بوده و در عمل به نفغ این جناح کار کرده(نمونه آ77 بعد از انتخاب خاتمی که عمیات مجاهدین برای امنیتی کردن فضای ایران و به شکست کشانده اصلاحات در ایران بود، یک نمونه کوچک است که در نوشته قبلی توضیح دادم).
خودم در برخی آمار صندوقهای رای که در فضای خارج کشور که حتی خود افراد سفارت نیز به رئیسی رای نمیدهند چند صد رای رئیسی مرا متعجب کرد و نمیتوانستم بفهمم این رای ها از کجا آمده. ولی دوستی هوشیارم کرد و گفت که بخشی از سرنگون طلبان در ضدیت با انتخاب روحانی هم که شده به رئیسی رای داده اند. در بحث با برخی دوستان سرنگون طلب نیز دم خروس این نگاه بیرون بود و حتی به نوعی تلاش میکردند بگویند آنقدرها هم رئیسی جنایتکار نیست روحانی جنایتکارتر است و یا این حرف "رئیسی وضعیت را به سمت جنگ میبرد"، توهم است. با این نوع توجیهات منویاتشان را در اینکه خواستشان این است که رئیسی خروجی صندوق باشد، را به وضوح نشان میدادند ولی هنوز باورم نمیشود این نوع نگاه حتی نام شخص پلیدی چون رئیسی را روی برگه رای برای خاک پاشیدن به چشم مردم ایران هم که شده نوشته باشند. ولی دوستی که هوشیارم کرد خودش شخصا نمونه هایی را میشناخت که این کار را کرده بودند. از اینجا حتی میتوان به این نیز فکر کرد که چه بسا برخی نیز در ایران در حالی که مخالف حاکمیت هستند، در خشم از اصلاحات و توجیهاتی مثل طول عمر رژیم که سرنگون طلبان آن را تئوریزه میکنند، به رئیسی رای داده باشند.
وافعا جامعه سیاسی ایران در خارج از کشور هزار بار باید "هفت آب شو" شود. چون مسخ شدگی و بی پرنسیبی در ارتجاع مغلوب از مرزهای خودفروشی و مزدوری برای دشمنان میهن نیز عبور کرده و به خیانت و همدستی آشکار با کثیف ترین باندهای حکومتی نیز رسیده.
امیدورام عزیزانی که به دلیل خشم و کینه ای که از رژیم آخوندی دارند و با صداقت با این حاکمیت مرز دارند متوجه باشند که بعضی جاها چگونه خشم و کینه ممکن است باعث شود با چنین نگاه بیمار و خیانت ورزی همراه و همگام شوند. عزیزان هوشیاری، صداقت را هرگز نباید از دست داد.

ناشناس گفت...

محمود جان در ته این طرز تفکر که نقد کرده ای دو نکته کلیدی وجود دارد. استدلال انها بر دو چیز استوار است :
1. طرز تفکر امام زمانی : بگذارید فساد زیاد شود تا امام زمان ظهور کند. مهدویون معتقد بودند چون در روایات امده که امام زمان فقط زمانی ظهور می کند که دنیا را فساد گرفته باشد, پس برای تعجیل در ظهور ان حضرت باید هر چقدر که می توانیم فساد ایجاد کنیم! ایا این همان طرز تفکری نیست که بر مبنای ان در جبهه ارتجاع مغلوب,به نفع رییسی رای به صندوق می اندازد؟ و یا از پیروزی احمدی نژاد قند در دلش اب می شود؟
2. انتقام گرفتن از مردم : مردم حقشان است که این بلا بر سرشان بیاید. چرا در 30 خرداد مبارزه مسلحانه ما را دنبال نکردند؟ چرا هر چقدر که ما بیشتر انتخابات را تحریم کردیم, انها بیشتر شرکت کردند؟ چرا برای ما طره هم خرد نکردند؟ حالا هم بگذار تاوان اشتباهاتشان را ببینند. بگذار احمدی نژاد بیاید پدرشان را در بیاورد و... این یک نوع انتقام گیری از مردم است.
3. خودشان فهمیده اند که تنها راه بازگشت انها به ایران و خروج از انزوا, جنگ است. دلشان خوشست با روی کار امدن افراطیون جنگی در بگیرد و انها هم به نان و نوایی برسند. اگر یک تحلیل درست به دور از تمایلاتشان می کردند به پوچ بودن این ایده هم به راحتی پی می بردند. ولی افسوس که در توهمات خودشان غرق شده اند. دیدن واقعیت ازارشان می دهد.

سهراب

محمود گفت...

اسماعیل گرامی و ایرج عزیز
به وجودتان افتخار میکنم که به درستی و شهامت به درستی به ریشه های فاجعه 30 خرداد پرداختید.
امیدوارم بتوانیم از بند بند زنجیرهایی (به درستی اسماعیل آن را مدار جاذبه مینامد) که در تار و پود و اعماق "کله" هایمان جا کرده رها شویم و رها کنیم. تا شاید سرآغازی برای حرکت روشنفگری مسئول در صحنه سیاسی ایران باشد.
درود بر شما و شجاعتتان.